بسم الله

کتابِ آداب دنیا ،نوشته ی یعقوب یادعلی.

ناشر :نشر چشمه

"نسیم،نسیم است حتا اگر برگی را تکان ندهد..." .طرح جلد کتاب در اوج سادگی قرار دارد.پیراهنی آویزان و یک کلید برق و نه هیچ چیز دیگر.با همین جمله روی جلد کتاب مواجه میشوید که با اینکه ساده است ولی کمی ذهن را درگیر میکند.
کتاب با روایت وارد شدن "پروا"به محلی به نام "دنیا" آغاز می شود.این محل جایی است که نویسنده شخصیت های خودش را درون آن جمع کرده و حرف هایش را در غالب آنها بیان میکند.ریتم داستان به علت موضوع حساسش خیلی جذاب است و کشش بالایی برای خواننده دارد.از یک طرف یک داستان عاشقانه ی قدیمی مثل یک زخم کهنه دوباره سرباز میکند و شخصیت های مرموز "دنیا"باعث می شود مشتاق باشید برای خواندن ادامه ی داستان.پروا برای جستجوی نوید به ایران می آید و در این بین از رامین دوست مشترک خودشان که حالا پلیس شده است کمک میگیرد.شخصیت هایی با تفاوت های بسیار ولی با نقطه های مشترکی در کودکی.رامین مشغول به یک زندگیِ خسته کننده ،پروا که حالا بی پروا دنبال یک عشق قدیمی است و نوید گوشه گیر که داستان حول محور اتفاقی است که برایش افتاده و شخصیتش از حرف های دیگر کاراکترها و یادداشت هایش کم کم شکوفا میشود.تقابل این ها با یکسری آدم شاید عجیب در جایی پرت به نام "دنیا"نوعی جذبه ی همیشگی برای کتاب به وجود می آورد.هرچند به نظرم فصل های آخر کتاب درگیر یک تکرار و کمی کسل کننده می شود اما ارزش تمام کردن دارد!

اگر شما هم این کتاب را خواندید یا نظری دارید لطفا برایم بنویسید.ممنون :)