بسم الله


سلام!


بعد از کنکور که وارد دانشگاه و پزشکی و این حرفا شدم حس کردم شاید یه ذره-فقط یه ذره- از حجم درس های به درد نخور و حوصله سر بر کم بشه!ولی خب شاید مشکل از حوصله ی منه که سره همه چی تند تند سر میره!الانش هم که سه ترم گذشته از درس های علوم پایه سره کلاس ها یه کلمه هم گوش نمیدم تقریبا .بیشتر کتاب میخونم و حس میکنم کلا آدم این درس ها نیستم!فقط یه فایده داشته احتمالا این درس خوندن من که اونم مال عوارضی های جاده ی تهران به زنجانه!حقیقتش از اول هم زیاد اهل درس نبودم اینجا هم از سر بی جایی بیشتر اومدم!رتبم زیر هزار شد و خب نمیدونم این مایه ی شادی من بود یا نبود!فقط میدونم الان اینجام،و هستم!همین!


مرز ادراک،پرتگاهه؟