بسم الله


یه وقتایی حرفاتو میزنی،بعد میگه هر کی مسیرِ خودشو داره نباید به خاطرِ من انتخاب کنی.منم میگم فقط میخواستم حرفامو یکی بشنوه،که اینقدر نریزم تو خودم که خسته بشم.که رویاهام تموم بشه.که یکی بشم که هر روزش مثله همه.که درگیرِ تکراره!بدون رویا زندگی کردن بدترینِ نوع مردنه.کی حاضره الان پاشه شش ماه بره تو روستا زندگی کنی ،بگی گورِبابای همه چی!میخوام 6 ماه واسه خودم زندگی کنم!واسه دل خودم باشم.بدون هیچ رقابتی!میشه بدون رقابت زنده موند؟باید بشه!