بسم الله

چند بار شده است که از تهِ دل آرزو کنی که آزاد باشی.آزاد و رها.اما بعد از رسیدن به آن حس میکنی تمام چیزی را که داشته ای از دست داده ای.انگار از هیچ باید برای خودت مسیر جدید بسازی.مسیری که هیچ چیز از آن نمیدانی.و این شروع سخت ترین قسمت های زندگیست.دین،عشق و همه ی دلبستگی ها چیزی برای ما که از این آزادی مطلق فرار کنیم.در واقع شاید از داشتن آزادی مطلق میترسیم.در دنیایی که هیچ امتحانی در آن برگزار نمیشود تلاش چه معنی ای میدهد.در آزادی مطلق آدم چه کاری دارد که انجام دهد.فقط درگیر یک تکرار میشود و باید برای خودش مسیر جدیدی بسازد.مسیری که هیج تابلوی راهنمایی ندارد.