بسم الله

چند روز است درگیر استرس از دست داده شده ام؟استرس اینکه نشود.خراب شود.عقب بیفتم.سه سال است دانشگاه می روم و هر روز فقط نگران این هستیم که چه جوری پاس کنیم.که نکنه مبادا عقب بیفتم و شش ماه دیرتر پول به دستم برسد.نکند همه بروند و موفق شوند و فقط من بمانم.همه ی این فکر ها اذیت میکند.ما داریم در این فضا پیش میرویم.این یعنی تمام شدن همه ی خلاقیت هایی که شاید می شد به آن ها رسید.اما همیشه پشت لایه ای از ترس می مانند.ذهن باید بین دو چیز انتخاب کند.ترس از عقب ماندن یا شوق یادگیری و آرامش.ترس نیروی قوی تریست.به همین خاطر است که شاید عادت میکنیم به همین استرس ادامه دار در پشت همه ی راه های فکریمان.