سلام.
خوابت را دیدم.که مثل هر روز بیدار میشدی و موهایت را شانه میکردی.نگاهی سرسری به آینه و رفتن به سمت آرزوهایت.اما این بار ،به من طولانی تر از همیشه نگاه میکردی.از همان نگاه هایی که آدم ها وقت جدا شدن به یکدیگر می اندازند.طولانی و غمناک .انگار بخواهند هزارتا خاطره را در یک لحظه خلاصه کنند و بنویسند روی یک کاغذ و کاغذ را تا بزنند و بذارند تهِ جیبشان.از همین نگاه ها.و در خوابم موقغ رفتن موهایت را هم شانه نکردی.خب، فکر میکنم که معنی اش این باشد که دیگر من سهمی در رویاهایت ندارم.باید بروی و جای دیگری موهایت را شانه کنی.